برای حضرت ابوطالب سلام الله علیهآیینه ای هم سنگ آیات مبینشبشکوه، در آیینه ها زیباترینشآیینه ای از نور که تکه به تکهکرده است از انوار عالم دست چینشیاللعجب! آمد ابوطالب که باشد...رحمت برای رحمت للعالمینش!بی هیچ پرسش، پاسخ لبیک سر دادپیش از غریو غربت هل من معینشبنیان مرصوصی که در عالم نمی کردجز غربت احمد غمی اندوهگینشروزی به گیسوی محمّد التجا بردآویخت پس از رشته ی حبل المتینشگفتند مشرک پارسایی را که چون مهرپیش از ظهور شرع روشن بود دینش!او ریشه های واژه ها در باورش بودمنظومه ی صبح است شعر راستینشبسپار دل! جز او امانتدارتر نیستوقتی امین مکه می داند امینشدر کودکی، در نوجوانی، در جوانیباشد تمام عمر پیغمبر رهینشاز پشت ابر رحمتی چون او بر آمدماهی که می خوانم امیرالمومنینشماهی که هر چه پرده های غیب پس رفتچیزی نمی گردید اضافه بر یقینشیاللعجب از شأن او! می پرورانددست خدا را در میان آستینشرمز سعادت را مکرّر ذکر می کردنام محمّد بود حرف واپسینش#مهرداد_مهرابیبهمن۱۳۹۹
برچسب:
نویسنده: آتنا صمیمی
تاريخ: چهارشنبه
25 بهمن
1402 ساعت: 12:36